تولد من را
زندگی من را
بودنم را
ضعفم را
ناکامی ام را
مرگم را
کسی می پذیرد
مرا
تو را
و خسته نمی شود
که منتظر
جواب تو
و من
بماند
مارگوت بیکل
من تصمیم گرفتم جدول
نذارم . یعنی دیدم وقتی نمی رسم خوب چرا دیگه خودم رو اذیت کنم ؟ اولویت اولم درسمه دیگه . خب حالا شما هم بیاین با من مهربونی کنید و مث همیشه تنهام نذارین وگرنه میرم لای لوله ها ی پالایشگاه و دیگه هم نمیام اینجا ( این اثرات اولیه ی کنکوری شدنه ... یه ذره بگی نگی داره بهم فشار میاد ) . و اگه از این به بعد بیام گزارش بدم گزارشم درسی میشه ب . دیگه خودتون ببینین یه زی زی ![]()
با این همه استعداد خدادادی و مشکلات رنگ و وارنگ بخواد کنکور ارشد هم قبول شه .... چه شود . خدا به خونه و خونواده زی زی رحم کنه که تا موعد کنکور دووم بیارن و خراب نشن روی سرش![]()
آمین
ضمیمه : امروز ۴ شنبه است . من حدودا خوب رفتم جلو . اما باید روی سرعت ام بیشتر فوکوس کنم . از این به بعد باید تست بزنم فقط . من نمی دونم چرا تست نمی زنم . فردا و پس فردا اولین آزمون های آزمایشیه که باید بدهم ...
۵ شنبه و جمعه : بچه ها ! یه آزمون های خفنی دادم که چشم هر چی حسود بود کور شد
. شک نکنید !!!!!!!!!!!! بلا نسبت شما هر چی گند بود زدم و اومدم . البته می دونم که یه خانم مهندش نباید این جوری حرف بزنه ولی اعصاب ام له شده الان. الکترونیک رو که مثل آدم های عقب افتاده ی ذهنی فقط دو ساعت نگاه کردم .![]()
الان تازه از سر جلسه اومدم ....یه ذره که استراحت کردم می رم بررسی کنم ببینم چرا اونطور که باید و شاید نتو نستم از پس امتحان بر بیام . یه سری از مطالب رو که نخونده بودم هیچی .ولی اون هایی رو که خونده بودم رو چرا نتونستم مدیریت کنم ؟ البته نا گفته نمونه که زی زی هنوز تست زن نشده ها ! یعنی که باید خیلی تست بزنه تا بتونه از پس آزمون های آزمایشی بربیاد .![]()
![]()
راستی یه چیز عجیب ! اینقدر این دانشگاه امیر کبیر پر بود از این پارسه ای ها که آدم نمی دونست اومده کنکور بده یا توی تظاهرات شرکت کنه . این پارسه عجب کارش گرفته ها !
من در مقابل کیک و ساندیس سر جلسه هم مشکل دارم . هی با خودم کلنجار می رم که بخورم ؟ نخورم ؟ فقط کیک بخورم ؟ فقط ساندیس بخورم ؟ یا خوراکی های داخل کیف رو که شامل پسته و بادوم و انجیر و خرما است بخورم؟ ( این بود درد دل یه کنکوری چاقالو که وسوسه ی خوردن حتی در استرس زا ترین حالت هم براش هست ) اگه بدونین این لاغر ها با چه کراهتی این کیک و ساندیس رو می انداختن توی کیفشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
۱شنبه : دارم یه ذره زبان می خونم از آکبندی نجات پیدا کنم . نمیشه که اینقدر بی حساب کتاب رفت جلو . از امروز با سپیده همکارم قرار گذاشتیم به ازای هر ۱۰۰ کالری اضافه ۵۰۰ تومن بریزیم دور. من به غیر از این راه دیگه ای نمی شناسم که بتونم این وحشی از بند در اومده رو از خوردن زیاد نجات بدهم . ![]()
![]()
۲شنبه : کم کم داره نمره هام میاد . به خودم قول دادم رویم تاثیر نذاره اما می دونم که دروغ گو میشم این وقتا![]()
20 مهر تا 27 مهر
|
روز |
شنبه |
1شنبه |
2شنبه |
3شنبه |
4شنبه |
5شنبه |
جمعه |
|
برنامه ورزش
|
1 س ايروبيك
|
-
|
1 س ايروبيك |
-
|
1س ايروبيك
|
-
|
-
|
|
ورزش انجام شده |
1 س ايروبيك
|
- |
|
|
|
-
|
-
|
|
صبحانه
|
۲ نارنگی ۵۰ |
|
|
|
|
|
|
|
ميان وعده
|
نون و پنیر ۱۶۰ و ۲۰ کالری شیرینی |
|
|
|
|
|
|
|
نهار
|
جوجه ۷۰ برنج ۲۰۰ سالاد ۲۰ سوپ ۳۰۰ دوغ ۳۰= ۶۲۰ |
|
|
|
|
|
|
|
عصرانه
|
موز ۵۰
|
|
|
|
|
|
|
|
شام
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ميان وعده
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نمره به تلاش درسي (20) |
همین که زنده ام جای شکر داره بخدا |
|
|
|
|
|
|
|
م .و - ب.ك-آهن |
|
|
|
|
|
|
|
|
قدم ها |
۱۰۰ |
|
|
|
|
|
|
|
مايعات 8 |
|
|
|
|
|
|
|
|
تست زني و دوره دروس |
پاک پاک |
|
|
|
|
|
|
|
مقاومت در برابر .... |
شیرینی نارگیلی شکلات |
|
|
|
|
|
|
|
كار مفيد |
خوردن مفصل غصه |
|
|
|
|
|
|
|
ملاحظا ت روحي درسي رژيمي
|
بچه ها خفن حال روحیم ترکیده . خواهرم داره شوهر می کنه ...من |
|
|
دل درد |
ادامه دل درد فجیع انار آخه برای چی ننه |
|
|
|
1500=ca |
|
|
|
|
|
|
|
اينقدر 5 شنبه و جمعه خوردم كه دل پيچه و دل درد و ... مال يه دقيقه اش هست . كاملا از خودم ناراضي ام که هیچ . می خوام دست به خود کشی بزنم ..والا . قباحت داره آدم اینقدر شکمباره ندیده بودیم . چشم و چال یخچال رو در آوردیم .
امروز دیدم تو شرکت بند نمی شم .از بس روحا ریخته بودم به هم ! دیدم فیلم تو کیفم دارم عین خل ها فیلم رو گذاشتم و شروع کردم به تماشا . خیلی روحیه ام رو عوض کرد . با دو تا از دوست هایم هم حرف زدم بهتر شدم . البته از اون غصه هایی بود که هیچ جوره تمومی نداشت اما الان می بینم که نه بابا ! یه روز نشده زی زی حالش بهتره و ........... داره جفتک بارو می اندازه
نداشتن تعادل توی همه جای زندگیه من موج می زنه .
ماه رمضون به سر رسيده و زي زي عين مرغ سركنده داره از شادي به دلايلی چند ذوق مي كنه !!!!!!
۱- در ماه مبارک تمام كائنات دست به دست هم داده بود و براي چاقي زي زي دعا مي كردند . می دونم
الف – به قول ميس ري معلومه كه زي زي در دوران قبل از اين كه زي زي بشه يه بچه ي آفريقايي بوده كه بهش غذا نمي رسيده خب معلومه كه وقتي چشمش به چند تا زولبيا باميه كه بخوره دوباره اون حالت توحش بهش دست بده اونم چي ؟ بعد از 15 ساعت گرسنگي ......خب خودتون رو بذارين جاي زي زي !
ب – از 8 كه افطاربود تا 5 صبح كه 5 ساعتش رو زي زي لالا كرده بود چقدر مي تونست آب بخوره ؟ قهرمان شنا هم كه می بود فوقش 5 ليوان Öö و اين مقدار واسه اون بچه آفريقاييه كه هيچ َ واسه يه زي زيه با كمالات كه قبلا ها روزي 10 تا ليوان اب مي خورد افاقه نمي كرد ديگه
ج - نه ! شما بگين كه زي زي اين وسطها آب ميخورد ؟...يا 3 واحد لبنيات ؟ يا مولتي ويتامين .. يا ماست ؟ يا با آش خرما ؟ يا با قرمه سبزي ميوه ؟ يا با سالاد سبزي ؟...... خلاصه كه نه وقتش بود نه ديگه شيكم زي زي اينقدر قر و قاطي خوردن رو قبول مي كرد .... تا 1 ليوان چاي مي خورد سريع ميگفت سير شدم ... بعد زي زي هي هشدار ميداد اگه نخوري ميگم انار بياد يا ديانا يا ميس ري يا سالومه ولي می دید كه شيكم به هيچ صراطي مستقيم نيست و هيچ جوره راه نميده . خلاصه كه مذاكرات زي زي و شيكم جواب نميداد و يهو همون بچه آفريقاييه كه تحت ستم بود دست مي برد سمت زولبيا باميه و ميگفت تا شما دو تا با هم بحث و مذاكره مي كنيد من اينها رو بخورم كه توي آفريقا ما ماه رمضون نداشتيم كه تازه اگه هم بود ه كه اينقدر پر زرق و برق نبوده ....
2 – زي زي همه اش توي مكان مقدس آشپز خونه به بساب بساب و بپز بپز مشغول بود و . . . اونهاييكه متاهل اند و شوهران مومن و با خدا و با شكمي دارند مي فهمند كه زي زي در اون لحظات تلخ چي كشيده .
3 – به علت زياد بودن و طولاني بودن ماه مبارك و ضعيف المغز بودن زي زي ، مغز علمي زي زي كركره را پايين داده بود و به خواب خوش ماه رمضاني فرو رفته بود !!!!! و تا زي زي حرفي از كار علمي و كنكوري مياورد خودش را به غش و ضعف زده و به در و ديوار مي كوبيد .!!!!!!
4 - به علت نرسيدن غذاي مكفي در طي ساعات شبانه روز، زي زي شبيه معتادان حرفه اي در حال چرت بوده و هر از گاهي يك كلمه از نواي ضعيف شده ي استاد را شنيده و چشم هايش را باز كرده و سري تكان مي داد اما امان از اين محيط كارگري كه حتي اجازه ي يك چرت درست و حسابي را هم به زي زي نمي داد ( يكي نيست به اين مدير بگه مگه خواهر مادر نداری كه واسه ما توي ماه رمضون كلاس مي ذاري؟ اونم تا سه ماه ..... ولي زي زي در اين لحظه به خود آمده و مي بيند كه فقط خودش و استاد روزه هستند تازه روزه گرفتن كه اينقدر هوچي گري ندارد كه ) .
نتيجه ي اخلاقي اين كه زي كه در همه ي احوالات شادي و شور مي پراكنيد و به امورات علمي و زندگي مي پرداخت تبديل به يك بچه ي آفريقايي معتاد خوابالوي عنق شده بود . هه هه
|
روز |
شنبه |
1شنبه |
2شنبه |
3شنبه |
4 شنبه |
|
برنامه ورزش
|
1 س ايروبيك |
-
|
1س ايروبيك
|
-
|
1س ايروبيك
|
|
ورزش انجام شده |
1 س ايروبيك |
- |
۱س ايروبيك جانانه |
-
|
۱ س ایروبیک
|
|
صبحانه
|
4واحد نون پنير 300 |
۲ واحد نون پنیر نارنگی ۲۰۰ |
۱.۵ واحد لواش . پنير نارنگي ۱۸۰ |
کلی نون . پنیر . پسته ۵۰۰
|
موز
|
|
ميان وعده
|
شيريني نارگيلي . چاي |
شيريني نارگيلي . چاي |
موز ۱۰۰ |
موز . نارنگی . خرما . ۱۲۰
|
شیر کاکائو ی سالم و عسل ۱۵۰ نارنگی |
|
نهار |
2 كاسه سوپ 1 سيخ جوجه سالاد . 4 ق برنج . دوغ 600
|
۱ کاسه خورش قیمه با کلی سیب زمینی سرخ کرده نون ۱۰۰ ماست ۱۲۰ ۷۵۰ |
كوبيده ۳۶۰ ۶ ق برنج ۲۴۰. دوغ ۳۰ ۶۳۰ |
ماکارونی ۲۵۰ ۲ تا شیرینی از اونها که کلی شیره داره . من نمی دونم خودم رو گول می زنم یا بقیه رو . خب مث آدم غذا می خوردی نه این که شیرینی ها رو وحشیانه بلمبونی
|
نون ۱۵۰ جیگر ۲۵۰
|
|
ميان وعده |
شير 3 ساقه طلايي عسل و پسته 300 |
۳ ساقه طلایی نون موز =۳۰۰ |
|
نون گوشت سرخ کرده ۳۰۰جدا هم نون و خرما خوردم نکنه من یه مرضی گرفته باشم |
|
|
شام |
5 ق برنج جوجه . ماست 300 |
نون ۱۰۰ املت ۲۰۰ |
|
کلی نون و ماکارونی ۸۰۰ |
جیگ ۵۰۰ |
|
نمره به تلاش درسي (20) |
00 |
۱۵ |
۱۸ |
۰
|
۰
|
|
م .و - ب.ك-آهن |
آهن |
؟؟ |
م.و |
م.و
|
؟
|
|
قدم ها |
1500 |
۱۵۰۰ |
|
۲۰۰۰ |
۲۵۰۰ |
|
مايعات 8 |
6 |
۸ |
|
۸ |
۶ |
|
تست زني و دوره دروس |
-- |
کنترل میسون ۱۴ تا تست |
كنترل ۱۵ تست |
هیچی |
؟ |
|
مقاومت در برابر .... |
؟ |
چیپس |
خرما . نون .كوبيده . شيريني |
همه رو خوردم |
؟ |
|
كار مفيد |
صحبت با ميس ري |
سینما با ری و آقاي همسر |
|
رسیدگی به کارهای باسکول و مدار بسته |
|
|
ملاحظا ت روحي درسي رژيمي
|
اوضاع روحيم اونقدر خنده دار بود كه زده بودم به بي فكري . انگار مغزم كش اومده بود درد ناك بود.براي روز اول خوب بود |
نیمه هشیار کاملا بی رمق . نزدیک به مرگ .اما خوب شد رفتم سینما ها |
|
اینقدر امروز گشنه بودم رفتم از همکارم خوراکی هایش رو گرفتم و با اون دوستم که چاقه همه اش رو خوردیم . عصر هم که می بینین با خودم چی کار کردم |
من خیر سرم زود اومدم خونه درس بخونم لای کتاب رو که وا نکردم هیچ فقط خوابیدم
|
|
1500=ca |
1800 |
۱۸۵۰ |
|
|
|
| نون مربا ۴۰۰ | |
| شیر موز ۲۰۰ | |
| عدس پلو ۵۰۰ | |
خب حالا که تموم شده خیلی بهترم و از این به بعد با شرافت باید درس بخونم
آقای همسر رفته من رو آزمون های پارسه ثبت نام کرده و خداییش خیلی زشته که قبول نشم .
۲ آبان اولین آزمون مه . راستی این جدول های من چرا اینقدر کش میاد