هه هه ! اصلا هم خنده نداره ( باز من حس وحشی گریه مخفی ام تبدیل شد به خشونت ظاهری )
مگه یه تپل چون تپله نباید بره جاهای باکلاس ؟ والا ما که رفتیم و دیدیم نصف آدم های اونجا تپلی بودن ولی بیشتر از ۲ برابر سن من و مامانم رو داشتن . دیگه خودتون حساب کنید دیگه
. همین طور عرق شرم بود که روی من می نشست . هی شیکمم رو میدادم تو . تا چاقیه شکمم لااقل معلوم نشه . خودتون حتما توی این لحظه های حساس قرار گرفتین دیگه . این وقت ها فقط میشه روی شیکم مانور داد چون دم و بازدم به شیکم مربوط میشه و وقتی نفست حبس میشه فقط میتونی شیکمت رو محکم فشار بدی داخل مثلا نمی تونی چربی های رون رو کوچولو کنی یا با حالت انقباضی که بهشون میدی مجبورشون کنی که کوچیک تر دیده بشن .
می دونم بحث پیچیده ای رو شروع کردم
ولش کنید بهتره خلاصه ما رفتیم کلاس ذهن و بدن!!!!!!!!!! . از اونجایی که این خانومه خیلی انرژی های مثبتی به بچه ها منتقل کرد ... و ۲۰ دقیقه به ما تمرین مدیتیشن داد و زینبی خیلی خسته بود توی همون حالت خوابش برد و با کمک کناریش از خواب بیدار شد و آب دور دهنش رو پاک کرد و دید که اصلا ظرفیت چیز های باکلاس رو نداره
. چون اتفاقا اون روز ۵ شنبه بود و زینب تا لنگ ظهر خوابیده بود ولی خانوم معلم به زینبی گفته بود که از بس خسته بوده !! خوابش برده بوده . خلاصه
زینبی از امروز که جمعه است میخواد به جمع آدم های باکلاس بپیونده و مدیتیشن رو ۲ تا ۲۰ دقیقه صبح و عصر انجام بده و به خودش تلقینات مثبت بکنه و از جمله های مثبت استفاده کنه .... تا شاید که اعتماد به نفس از دست رفته شو دوباره به دست بیاره . هرچند که این اعتماد به نفس جز خراب کردن وجهه ی خود و خانواده اش اثر دیگه ای نداره .
بچه ها ! راستی واسه کلاس زبان من هم یه وقت انرژی بذارین تا یه ذره سطح ام بیاد بالا . آبروی هرچی مهندسه سر کلاس بردم به خدا . اوه
یادم نبود که باید از جمله های + استفاده کنم .
دعای انارستانی : لاغری و خوش تیپی حق ما است . حق ما را به ما عطا فرما![]()
زبان های ما( انگلیسی . فرانسه ....) را در هر کجای دنیا که هستیم قوی کن اما خیلی دراز نفرما
|
روز |
شنبه |
1شنبه |
2شنبه |
3شنبه |
4شنبه |
5شنبه |
جمعه |
|
برنامه ورزش |
1 س ايروبيك |
- |
1 س ايروبيك |
- |
1 س ايروبيك |
- |
- |
|
ورزش انجام شده |
1 س ايروبيك |
- |
1 س ايروبيك |
|
1 س ايروبيك |
|
|
|
صبحانه |
موز۱۵۰ |
۷ واحد سنگک.پنیر ۵۰۰ |
موز.۱واحد نون پنیر ۲۵۰ |
پنیر۳۰ کشمش۳۰ گوجه فرنگی۳۰ |
|
|
|
|
ميان وعده |
|
|
نبات داغ ۵۰ |
|
نون جو ۱۵ |
|
|
|
نهار |
|
۶ق برنج قیمه و سیب زمینی سرخ شده.سالاد ۷۰۰ |
۱کوبیده سالاد دوغ ۱واحد نان۴۰۰ |
۴ق برنج. ماست ۵۰ سالاد۳۰ قرمه سبزی ۲۵۰ |
۴ق برنج ۱۰۰گرم جوجه دوغ.سالاد روغن زیتون ۵۰۰ |
|
|
|
عصرانه |
|
خرما .کشک موز. گوجه فرنگی ۲۰۰ |
|
|
|
| |
|
شام |
|
ماست املت سبزیجات اواحد نون۳۵۰ |
|
|
|
|
|
|
ميان وعده |
|
توت فرنگی ۵۰ |
|
|
|
|
|
|
كار مفيد |
|
|
|
|
|
|
|
|
م .و - ب.ك |
آهن |
|
|
|
|
|
|
|
قدم ها |
۲۵۰۰ |
۲۰۰۰ |
|
|
|
|
|
|
مايعات 8 |
|
|
|
|
|
|
|
|
س بيداري |
|
|
|
|
|
|
|
|
س خواب |
۱۱ |
۱۲ |
|
|
|
| |
|
ملاحظا ت |
همه اش سرم گیج میره |
امروز رفتیم خرید و خونه رو از حالت فقر در آوردیم |
|
|
|
|
|
| ۱۳۰۰کالری |
|
۱۸۰۰ |
|
|
|
|
|
از 19 خرداد تا 25 خرداد
|
روز |
شنبه |
1شنبه |
2شنبه |
3شنبه |
4شنبه |
5شنبه |
جمعه |
|
برنامه ورزش |
1 س ايروبيك |
- |
1 س ايروبيك |
- |
1 س ايروبيك |
- |
- |
|
ورزش انجام شده |
|
- |
1 س ايروبيك |
|
|
|
|
|
صبحانه |
پرخوري |
2واحد بربري .پنير 200 |
كلوچه شمال پاستيل ۲۲۰ |
|
|
|
|
|
ميان وعده |
|
شكلات 100 |
کشمش ۴۰ |
|
|
|
|
|
نهار |
|
9ق برنج. 5ق قيمه.ماست وسالاد800 |
|
|
|
|
|
|
عصرانه |
|
چاي نبات 100 موز 150 |
|
|
|
|
|
|
شام |
|
شيرموز300 مويز.خرما 200 |
|
|
|
|
|
|
ميان وعده |
|
2ق برنج ، ماست100 |
|
|
|
|
|
|
كار مفيد |
|
زبان 2 س مقاله 3 س |
زبان 2 س مقاله 3 س |
|
|
|
|
|
م .و - ب.ك |
كلي ميوه |
قرص معده |
|
|
|
|
|
|
قدم ها |
10000 |
2000 |
|
|
|
|
|
|
مايعات 8 |
8 |
9 |
|
|
|
|
|
|
س بيداري |
7 |
7 |
|
|
|
|
|
|
س خواب |
12 |
11 |
|
|
|
|
|
|
ملاحظا ت |
تمام روز در راه برگشت از مسافرت بوديم |
سرما خوردگي كلي بعد از ظهر فعاليت علمي داشتم شب حالم خوب شد |
|
|
|
|
|
|
Ca:1500 |
|
1900 |
|
|
|
|
|
انار راست مي گه.
درسته كه يه وقتهايي برنامه مون رو ول مي كنيم به بهانه ي مسافرت. به بهانه ي مريضي . به بهانه ي تولد نفر nام فاميل يا وقت هاي دپرس شدنهامون كه كم هم نيستن يا به اين بهانه كه وزن كم نمي كنيم يا امتحان داشتن. . . اما به جايش يه عالمه مهارت ياد گرفتيم كه مي تونيم با نگه داشتنشون توي بدترين شرايط هم" بهتر از گذشته" رفتار كنيم . كلمه ي" رفتار" خيلي مهمه . چون ماها خودمون كه بد نيستيم . رفتارهامون غلطه و اينقدر اين رفتارها تومون مونده كه گاهي به خيال خودمون اين خودمونه كه بده . اين خودمونه كه زشته و چاق . و اين خود چون ظاهر خوبي نداره پس اصلا مفت نمي ارزه . نه تنها چاقه كه از خيلي كس ها و خيلي برنامه ها هم عقبه . . .( و تميز دادن بين اين دو تا ، نياز به يه شناخت عميق و وسيع داره ) در حالي كه اين ها همه نتيجه ي يه رفتار غلطه .و اين رفتار غلط چون نا آگاهانه اتفاق ميفته نتيجه اش چاقيه مفرطه . و ما وقتي داريم روي اين ضعف آگاهانه كار مي كنيم و آناليزش مي كنيم نا خود اگاه تبديل به يه رفتار آگاهانه ميشه . همين كه كالري همه چي اومده دستمون . همين كه اگه پرخوري كنيم مي دونيم بايد بزنيم بيرون و شروع كنيم به فعاليت .ورجه وورجه . دويدن . بازي . اين كه نسبت به خودمون شناخت بهتري پيدا كرديم . اين كه مي دونيم فقط ما نيستيم كه مشكل پاك كردن كل سفره رو داريم و به جز ما خيلي هاي ديگه هم هستند كه تا ته قابلمه رو در نيارن محاله از سر سفره بلند بشن .همه ي اينها به ما كمك مي كنه تا مث قبل چاق نشيم . مخصوصا وقتي توي گروه به قد و وزن بقيه توجه مي كنيم و حواسمون جمع ه به اونهايي كه باهامون هم قد و هم وزن هستند وجالبه
كه توي اين مسير چون زمان هم عامل مهمي براي ايجاد عادت هاي جديده بعد از يه مدتي كم كم مي فهميم كه توي اين بازي خوب و شاد گروهي به يه چيزي توي خودمون رسيديم كه سريع تا يه ذره كمربند هايمون تنگ ميشه صداش در مياد . انگارتوي قلب اين بازي بهمون ياد داده ميشه كه سريع خودمون رو جمع و جور كنيم .. همين كه ستاره ات رو مي گيري و مي دوني واسه گرفتن اين ستاره از كلي از چيز هاي خوشمزه گذشتي همين كه ستاره ات رو از دست مي دي . و مي بيني كه چقدر سخته آدم يه راه رفته رو دو باره بايد تكرار كنه .. . . . و همه ي اينها يعني مواظب خود بودن . هواي خود مون رو داشتن . دقيقا مث حساب كتاب قيامت مي مونه . اين كه هر شب بايد به حساب خودت رسيدگي كني تا يهو نيفتي توي دره . عين با شتاب زياد حركت كردن توي يه جاده است كه يهو تصادف قبلي ات يادت بياد و بعد به خاطر بياري كه اون بار با چه مصيبتي از بستر بيماري بلند شدي و چه قدر نتيجه ي اين سرعت براي يه زمان طولاني، جسم و روح ات رو اذيت كرده و اون وقته كه پايت رو از روي گاز بر مي داري و فقط به سرعت فكر نمي كني . كم كم ياد مي گيري كه آروم تر رفتن توي جاده به تو لذت ديدن درخت ها و آدمها و ماشين هاي ديگه رو ميده . مث ماها كه با درست خوردن و درست فكر كردن داريم كم كم و آهسته به يه آدم تبديل ميشيم كه كار هاي عجيب غريب مي كنه . هواي آب خوردنش رو داره . هواي بيدار شدن و خوابيدن و راه رفتنش رو داره . بعد همين آدم ياد مي گيره كه هواي بچه هاي وبلاگ انارش رو داشته باشه . كه چرا يكي دير به دير آپ مي كنه . يكي خوب نمياد جلو . يكي جدولش كامل نيست و . . . باز ميگم كه اين يه جور رشد مخفيه كه خيلي قويه . يعني نه تنها به خودت فكر نمي كني كه مي بيني اگه به ديگري كمك نكني انگار خودت يه جورايي كم اوردي
انار راست ميگه
از 11 خرداد تا 16 خرداد
|
روز |
شنبه |
1شنبه |
2شنبه |
3شنبه |
4شنبه |
5شنبه |
جمعه |
|
برنامه ورزش |
1 س ايروبيك |
- |
1 س ايروبيك |
- |
1 س ايروبيك |
- |
- |
|
ورزش انجام شده |
1 س ايروبيك |
- |
1 س ايروبيك |
|
1 س ايروبيك |
|
|
|
صبحانه |
بربري 200 |
بربري پنير گوجه فرنگي 220 |
بربري .پنير. گوجه فرنگي 250 |
|
|
|
|
|
ميان وعده |
---- |
|
|
|
|
|
|
|
نهار |
گوشت گوسفند موز . شيريني سالاد= 750 |
قيمه .5 ق برنج. سالاد ماست 600 |
|
|
|
|
|
|
عصرانه |
موز- بربري 200 |
نون روغني .حلوا.شيره انگور700 |
|
|
|
|
|
|
شام |
1 كاسه ماست 3ق برنج.خرما نون 500 |
- |
|
|
|
|
|
|
ميان وعده |
|
- |
|
|
|
|
|
|
كار مفيد |
كلاس زبان "35 پياده روي |
زبان. الكترونيك |
|
|
|
|
|
|
م .و - ب.ك |
آهن |
و. اي |
|
|
|
|
|
|
قدم ها |
3000 |
2000 |
|
|
|
|
|
|
مايعات 8 |
7 |
20 |
|
|
|
|
|
|
س بيداري |
6 |
6 |
|
|
|
|
|
|
س خواب |
11 |
8 |
|
|
|
|
|
|
ملاحظا ت |
مطالعه زبان رو خواني الكترونيك آزمايشگاه و دكتر |
سه ساعت براي امر سلامتي در مطب بوديم فکر کن ! تو مطب درس می خوندم |
|
|
|
|
|
|
1500=ka |
1650 |
1520 |
|
|
|
|
|
مسافرت که روی شاخ های این زوج نوشته شده است چون هردو به خوبی واقفند كه بیشتر از دو ساعت حضور زیر یک سقف ممکن است چه نتایج شوم ای را برای هر دویشان به ارمغان بیاورد پس هردو ظاهر را حفظ کرده و دو سال! مانده به شروع تعطیلات با ابراز کلمات عاشقانه و عارفانه و ادبی به تمجید از مسافرت و فواید آن پرداخته و خود را از چند هفته قبل برای مسافرت و جهان گردی آماده می کنند .این نحوه ی برخورد در میان قشر تحصیل کرده ی وحشی مخفی یا تمام غیر اهلی ها دیده می شود . پس از فرار از خانه آن هم با روشنفکریه خاص خودش دیگر موضوع چاقی و لاغری از صدر جدول سقوط کرده وامكان ادامه اش ميسر نخواهد بود جز در شرايط حاد كه ديگر چيزي براي خوردن پيدا نشود
فقط اين بار چون دكتر كلي دارو تجويز كرده است و من بايد با كلي دارو به سراغ اقوام خاله زنك تر از همه برويم بايد جمله هاي از قبل آماده شده ام را تمرين كنم كه وقتي آنها تاييد كردند كه تمام مشكلات من از بعد از عروسي شروع شده است و آنها دست داماد دختر سالمي تحويل داده بودند بگويم : امان از دست شوهر که چه بلاهایی سر آدم در نمیاره
زی زی َدکتر(!) هم رفته ها اما آقای دکتر دانا اصلا به روحیه ی زی زی اهمیت نداده و با اون به چشم یه مشاور
برخورد کرده و گفته همه ی اینها یی که میگی به خاطر اسیدی بودن معده است و زی زی هم یه تصمیم کبری یه جدید می گیره که معده اش دیگه اسیدی نشه تا سر درد ! و سرگیجه ! و بدن داغی نگیره تا مبادا آقایون دکتر رو به زحمت بندازه که نکنه یه ذره به حرف مریض ها دقت کنن نه اینکه به مریض به چشم دو تا گوش نگاه کنن که مشکلات دیشب شون رو باهاش مطرح کنن که چه جوری باید با یه زن غر غرو ساخت یا تحملش کرد . زی زی هم که زیادی اسید معده اش ریخته بود بیرون میخواست بگه زنت رو ۵ دقیقه بده ما تپل ها تا اهلی برش گردونیم. خلاصه اینم از تشخیص آقای دانا
و حالا در راستای ادامه ی بیماری زی زی تصمیم کبری(۲) می گیره و دوباره میره پیش یه آدم دانای دیگه
خب. از فردا اینترنتمون راه میفته و دیگه حالی به حوولی و از این حرفها .
راستی یه سوال ؟ بالا تنه ی زی زی فینقیل داره رو به انحطاط میره اما انگار یه کمربند دور کمرش هست که کار محافظت از اعضای داخلی بدنش رو محکم بر عهده گرفته و عمرا هم کم نمیشه ( حالا اگه ما محافظ نخوایم باید کی رو ببینیم آخه ) هر چی هم ورزش می کنه اون کمر بنده نمیره و هی اون جاها که لاغر بوده لاغر تر میشه . در واقع پایین تنه ی زینب قصه ی ما انگار خیلی غیر فعال تر از بالا تنه اش برخورد می کنه ( چه قدر مودب دارم می نویسم
به به )البته چیز عجیبی هم نیست ها . مث غیر فعال بودن مغزدر پروسه ی یاد گیری دروس و علم و هنر می مونه .... و فعال بودن نیمکره ایه که وظیفه ی جمع کردن چربی و پیه و .... ایناست
ای خواهر!
اینم شانس ما است دیگه ![]()
زینبو تقریبا داره دستی به سر و روی خودش می کشه تا بتونه واسه مرگ آماده بشه( اونم با یه روحیه و حال تپل . . .حیف که نشد کوچولو تر بشه ) . از بس که حال جسمی اش بد شده . تقریبا بعد از هر وعده ای که غذا می خوره بدنش داغ میشه و می ره توی یه حالتی که اسمش خلأ هست . همه اش سر گیجه داره و حالت تهوع . احتمالا الان دکتر سارا میگه نکنه زینبو داره مامان میشه!
. امازی زی بهش می خنده و می گه نه . و بعد جلوی دکتر سارا از حال می ره . این حالت های بسیار گوگوری هم از ۵ شنبه ظهر شروع شد . احتمالا کمبود یه ویتامین ایه نه ؟ وگرنه که زینبوکه هیچ مشکل خاصی نداره . ( در این مورد اصلا مطمئن نیستم ) البته ذکر این نکته توی پرانتز هم لازمه که . . . این استرس عقب نیفتادن و درس خوندن هم بدن تپلوی زینبو رو ضعیف کرده ها . یادتونه که توی ملاحظات جدولش می نوشت که کم کم توی ورزش کم میاره بعد هم که نشد بیاد اینجا و ازتون علتش رو بپرسه
. حالا اومده تا نظراتتون رو بشنوه که چرا تا راه می ره یا مسیرش رو عوض می کنه سرش گیج می ره و بد تر از همه این سر درد ه که ولش نمی کنه . بعد هم که رویش به دیوار این حالت تهوعه و . . . این ها .
دیروز هم نرفته سر کار . چون سر صبح فهمید که : نه . بدنش امروز قرار نیست مراعات اش رو بکنه . از همین حالایش زانو هایش داره خم میشه .خلاصه ننه جون های دکتر ها ! اگه بدی و . . . اینهایی دیدین حلال کنین اگه هم ندیدین احتمالا یه ستاره باید انار به این کپل بده که اون رو بیارین سر قبرش . ولی با این که رو به موته اما درسش رو در حال دراز کش داره که می خونه و هیچ چی هم نمی فهمه
کم کم و کوچولو موچولو می ره جلو .
آهان! اومدم این رو بهتون بگم . من می خواهم این هفته رژیم نداشته باشم یعنی پرخوری نکنم اما غذا های مقوی بخورم . می دونم وزنم سریع بر می گرده اما چاره ای ندارم بهم پیشنهاد کنید چی بخورم که زیاد هم نروم عقب . . .یا شاید هم پیشنهاد می کنین که همچنان برنامه ام رو بنویسم ها؟