تبليغاتX
... بادبادك
دانايان با عمل زندگي مي كنند، نه با انديشه ی عمل. "کارلوس کاستاندا"

 

هه هه ! اصلا هم خنده نداره ( باز من حس وحشی گریه مخفی ام تبدیل شد به خشونت ظاهری )

مگه یه تپل چون تپله نباید بره جاهای باکلاس ؟ والا ما که رفتیم و دیدیم نصف آدم های اونجا تپلی بودن ولی بیشتر از ۲ برابر سن من و مامانم رو داشتن . دیگه خودتون حساب کنید دیگه . همین طور عرق شرم بود که روی من می نشست . هی شیکمم رو میدادم تو . تا چاقیه شکمم لااقل معلوم نشه . خودتون حتما توی این لحظه های حساس قرار گرفتین دیگه . این وقت ها فقط میشه روی شیکم مانور داد چون دم و بازدم به شیکم مربوط میشه و وقتی نفست حبس میشه فقط میتونی شیکمت رو محکم فشار بدی داخل مثلا نمی تونی  چربی های رون رو کوچولو کنی یا با حالت انقباضی که بهشون میدی مجبورشون کنی که کوچیک تر دیده بشن .

می دونم بحث پیچیده ای رو شروع کردم ولش کنید بهتره خلاصه ما رفتیم کلاس ذهن و بدن!!!!!!!!!! . از اونجایی که این خانومه خیلی انرژی های مثبتی به بچه ها منتقل کرد ... و ۲۰ دقیقه به ما تمرین مدیتیشن داد و زینبی خیلی خسته بود توی همون حالت خوابش برد و با کمک کناریش از خواب بیدار شد و آب دور دهنش رو پاک کرد و دید که اصلا ظرفیت چیز های باکلاس رو نداره . چون اتفاقا اون روز ۵ شنبه بود و زینب تا لنگ ظهر خوابیده بود ولی خانوم معلم به زینبی گفته بود که از بس خسته بوده !! خوابش برده بوده . خلاصه

زینبی از امروز که جمعه است میخواد به جمع آدم های باکلاس بپیونده و مدیتیشن رو ۲ تا ۲۰ دقیقه صبح و عصر انجام بده و به خودش تلقینات مثبت بکنه و از جمله های مثبت استفاده کنه .... تا شاید که اعتماد به نفس از دست رفته شو دوباره به دست بیاره . هرچند که این اعتماد به نفس جز خراب کردن وجهه ی خود و خانواده اش اثر دیگه ای نداره .

بچه ها ! راستی واسه کلاس زبان من هم یه وقت انرژی بذارین تا یه ذره سطح ام بیاد بالا . آبروی هرچی مهندسه سر کلاس بردم به خدا . اوه یادم نبود که باید از جمله های + استفاده کنم .

دعای انارستانی : لاغری و خوش تیپی حق ما است . حق ما را به ما عطا فرما

زبان های ما( انگلیسی . فرانسه ....) را در هر کجای دنیا که هستیم قوی کن اما خیلی دراز نفرما

روز

شنبه

1شنبه

2شنبه

3شنبه

4شنبه

5شنبه

جمعه

برنامه ورزش

1 س ايروبيك

-

1 س ايروبيك

-

1 س ايروبيك

-

-

ورزش انجام شده

 

1 س ايروبيك

-

1 س ايروبيك

 -

1 س ايروبيك

-

صبحانه

موز۱۵۰

۷ واحد سنگک.پنیر

۵۰۰

موز.۱واحد نون

پنیر ۲۵۰

 نان جو ۱۵۰

پنیر۳۰ کشمش۳۰ گوجه فرنگی۳۰

۳واحد بربری

۳عدد خرما

۲۸۵

 

 

ميان وعده

 ----

نبات داغ

۵۰

نصف سیب ۳۰

نون جو  ۱۵

نهار

۶ق برنج  .ماست و خیار. سالاد . گوشت

۷۰۰

۶ق برنج

قیمه و سیب زمینی سرخ شده.سالاد 

۷۰۰

۱کوبیده

سالاد دوغ ۱واحد نان۴۰۰

۴ق برنج. ماست ۵۰ سالاد۳۰ قرمه سبزی ۲۵۰

 ۴ق برنج

۱۰۰گرم جوجه

دوغ.سالاد

روغن زیتون

۵۰۰

 

 

عصرانه

 ۲تا آلو

۴۰

خرما .کشک

موز. گوجه فرنگی ۲۰۰

ماست و جوانه گندم

۱۰۰

توت فرنگی۵۰

 

 

 

شام

 

 

۱ل شیرموز

۱ذره گوشت

۲ق برنج ۴۰۰

 

ماست املت سبزیجات اواحد

نون۳۵۰

۳ق برنج . ۱ لیوان ماشبی روغن

۳۰۰

 

 

ميان وعده

 

 

 کشمش ۵۰

 توت فرنگی

۵۰

۲تا خرما ۵۰

 

 

 

كار مفيد

زبان و مدار 

مدار

گوش کردن به حرف ها و ناراحت شدن

 

 

 

م .و - ب.ك

آهن

ب. ک

ب. ک

 

قدم ها

۲۵۰۰

۲۰۰۰

۱۵۰۰

 

 

مايعات 8

۸

۸

۱۰

 

 

س بيداري

۶

۶

۶

 

 

س خواب

۱۱

۱۲

 

۱۲

 

 

ملاحظا ت

همه اش سرم گیج میره من این روزا هی دپرس می زنم

امروز رفتیم خرید و خونه رو از حالت فقر در آوردیماما من همه اش اضطراب دارم

 

دیشب کلی نق نق کردم بعد آخر سر شرمنده شدم از رفتار هایم. دیدم اقای همسر هزار تا کار داره اما صبورانه اینها رو تحمل می کنه . بابا بی جنبه بودنم حدی داره .

 راست میگه آلبالو. من کم میخوابم

 

 

۱۳۰۰کالری

۱۳۰۰

۱۸۰۰

 

 ۱۳۰۰

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 11:7  توسط زي زي  | 

از 19 خرداد تا 25 خرداد

روز

شنبه

1شنبه

2شنبه

3شنبه

4شنبه

5شنبه

جمعه

برنامه ورزش

1 س ايروبيك

-

1 س ايروبيك

-

1 س ايروبيك

-

-

ورزش انجام شده

 

-

1 س ايروبيك

 -

 وسطی و والیبال

 ۱س پیاده روی

صبحانه

پرخوري

2واحد بربري .پنير

200

كلوچه شمال

پاستيل ۲۲۰

۲.۵ واحد بربری.پنیر

۲۲۰ 

 موز ۷۰

 تخم مرغ اب پز .نون ۱لیوان شیر ۴۰۰

 ۲تخم مرغ نون

۲۵۰

ميان وعده

 

شكلات 100

کشمش ۴۰

 موز ۷۰

 پرتقال ۱۳۰

 ---------

مویز گوجه سبز ۱۵۰ 

نهار

 

9ق برنج. 5ق  قيمه.ماست وسالاد800

 ۶ق برنج

۱کوبیده سالاد

۵۳۰

لوبیا پلو ۹ق

ماست پرچرب

۶۰۰

۱س جوجه

۶ق برنج دوغ .سالاد

۵۰۰

 سوپ جو چرب ۶۰۰

 

عصرانه

 

چاي نبات 100

موز 150

 سیب ۵۰

گوجه سبز ۵۰

شکلات ۲۰

چای نبات ۳۰ 

 

دوغ ۳ تا بیسکویت 

۲۰۰ 

 

شام

 

 

 

شيرموز300

مويز.خرما

200

 شيرموز300

 پرخوری به دلیل مهمانی

چون من خیلی بی ظرفیتم

 

 حلوا و نون ۵۰۰

 

ميان وعده

 

 

 

2ق برنج ،

ماست100

 بربری

 واحد .شیره انگور۱۰۰

ادامه ی  پرخوری

 

 یادم نیست

 

كار مفيد

 

زبان 2 س

مقاله 3 س

 

زبان 2 س

مقاله 3 س

 مقاله

 

 رفتن به کلاس خودشناسی

 

م .و - ب.ك

كلي ميوه

قرص معده

آهن

 آهن

اهن 

 --

 -

 

قدم ها

10000

2000

 ۱۵۰۰

 ۲۰۰۰

 

 ۱۰۰۰۰

 

مايعات 8

8

9

 ۷

 ۸

 

 ۷

 

س بيداري

7

7

 ۶

 ۶

 

 ۹

 

س خواب

12

11

 

 ۱

 

 ۱۱

 

ملاحظا ت

تمام روز در راه برگشت از مسافرت بوديم

 

سرما

خوردگي

كلي بعد از ظهر فعاليت علمي داشتم

شب حالم خوب شد  

 

 امروز که اینجا رو آپ کردم خیلی بهترم به خدا

فردا باید مقاله ارائه بدهم. دارم خودمو هلاک می کنم از فرط حرکات جلف

 الان از ارائه ی مقاله اومدم . از بس استرس داشتم عرق مرگ نشسته رویم به خدا از بس بی جنبه ام .یکی نیست بگه مگه کوه کندی

من برنامه ی ۴ شنبه ام رو نوشته بودم نمی دونم چرا ذخیره نشده اینجا الانم که یادم نیست چی خوردم اون موقع که  

 هی تا عصر درست می خورم بعد یهو حالت سرما خوردگی بهم دست میده مجبور میشم کلی بخورم این که نشد ااا

 

Ca:1500

 

1900

 ۱۵۰۰

 

 ۱۸۰۰

 ۱۷۰۰

 

انار راست مي گه.

درسته كه يه وقتهايي برنامه مون رو ول مي كنيم به بهانه ي مسافرت. به بهانه ي مريضي . به بهانه ي تولد نفر  nام فاميل يا وقت هاي دپرس شدنهامون كه كم هم نيستن يا به اين بهانه كه وزن كم نمي كنيم يا امتحان داشتن. . .   اما به جايش يه عالمه مهارت ياد گرفتيم كه مي تونيم با نگه داشتنشون توي بدترين شرايط هم" بهتر از گذشته" رفتار كنيم  . كلمه ي" رفتار" خيلي مهمه . چون ماها خودمون كه بد نيستيم . رفتارهامون غلطه و اينقدر اين رفتارها تومون مونده كه گاهي به خيال خودمون اين خودمونه كه بده . اين خودمونه كه زشته و چاق . و اين خود چون ظاهر خوبي نداره پس اصلا مفت نمي ارزه . نه تنها چاقه كه از خيلي كس ها و خيلي برنامه ها هم عقبه . . .( و  تميز دادن بين اين دو تا ، نياز به يه شناخت عميق و وسيع داره ) در حالي كه اين ها همه نتيجه ي يه رفتار غلطه .و اين رفتار غلط چون نا آگاهانه اتفاق ميفته نتيجه اش چاقيه مفرطه . و ما وقتي داريم روي اين ضعف آگاهانه كار مي كنيم و آناليزش مي كنيم نا خود اگاه  تبديل به يه رفتار آگاهانه ميشه . همين كه كالري همه چي اومده دستمون . همين كه  اگه پرخوري كنيم مي دونيم بايد بزنيم بيرون و شروع كنيم به فعاليت .ورجه وورجه . دويدن . بازي . اين كه نسبت به خودمون شناخت بهتري پيدا كرديم . اين كه مي دونيم فقط ما نيستيم كه مشكل پاك كردن كل سفره رو داريم و به جز ما خيلي هاي ديگه هم هستند كه تا ته قابلمه رو در نيارن محاله از سر سفره بلند بشن .همه ي اينها به ما كمك مي كنه تا مث قبل چاق نشيم . مخصوصا وقتي توي گروه به قد و وزن بقيه توجه مي كنيم و حواسمون جمع ه به اونهايي كه باهامون هم قد و هم وزن هستند وجالبه كه توي اين مسير چون زمان هم عامل مهمي براي ايجاد عادت هاي جديده  بعد از يه مدتي كم كم مي فهميم كه توي اين بازي خوب و شاد گروهي به يه چيزي توي خودمون رسيديم كه سريع تا يه ذره كمربند هايمون تنگ ميشه صداش در مياد . انگارتوي قلب اين بازي بهمون ياد داده ميشه كه سريع خودمون رو جمع و جور كنيم .. همين كه ستاره ات رو مي گيري و مي دوني واسه گرفتن اين ستاره از كلي از چيز هاي خوشمزه گذشتي   همين كه ستاره ات رو از دست مي دي . و مي بيني كه چقدر سخته آدم يه راه رفته رو دو باره بايد تكرار كنه .. . . .  و همه ي اينها يعني مواظب خود بودن . هواي خود مون رو داشتن . دقيقا مث حساب كتاب قيامت مي مونه . اين كه هر شب بايد به حساب خودت رسيدگي كني تا يهو نيفتي توي دره . عين با شتاب زياد حركت كردن توي يه جاده است كه يهو تصادف قبلي ات يادت بياد و بعد به خاطر بياري كه اون بار با چه مصيبتي از بستر بيماري بلند شدي و چه قدر نتيجه ي اين سرعت براي يه زمان طولاني، جسم و روح ات رو اذيت كرده و اون وقته كه پايت رو از روي گاز بر مي داري و فقط به سرعت فكر نمي كني . كم كم ياد مي گيري كه آروم تر رفتن توي جاده به تو لذت ديدن درخت ها و آدمها و ماشين هاي ديگه رو ميده . مث ماها كه با درست خوردن و درست فكر كردن داريم كم كم و آهسته به يه آدم تبديل ميشيم كه كار هاي عجيب غريب مي كنه . هواي آب خوردنش رو داره . هواي بيدار شدن و خوابيدن و راه رفتنش رو داره . بعد همين آدم ياد مي گيره كه هواي بچه هاي وبلاگ انارش رو داشته باشه . كه چرا يكي دير به دير آپ مي كنه . يكي خوب نمياد جلو . يكي جدولش كامل نيست و . . .  باز ميگم كه اين يه جور رشد مخفيه كه خيلي قويه . يعني نه تنها به خودت فكر نمي كني كه مي بيني اگه به ديگري كمك نكني انگار خودت يه جورايي كم اوردي

انار راست ميگه

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:21  توسط زي زي  | 

از 11 خرداد تا 16 خرداد

روز

شنبه

1شنبه

2شنبه

3شنبه

4شنبه

5شنبه

جمعه

برنامه ورزش

1 س ايروبيك

-

1 س ايروبيك

-

1 س ايروبيك

-

-

ورزش انجام شده

1 س ايروبيك

-

1 س ايروبيك

 

1 س ايروبيك

 

 

صبحانه

بربري 200

بربري پنير گوجه فرنگي

220

بربري .پنير.

گوجه فرنگي

250

 

 

 

 

ميان وعده

----

 

 

 

 

 

 

نهار

گوشت گوسفند

موز . شيريني سالاد= 750

قيمه .5 ق برنج. سالاد

ماست 600

 

 

 

 

 

عصرانه

موز- بربري

200

نون روغني .حلوا.شيره انگور700

 

 

 

 

 

شام

 

 

1 كاسه ماست

3ق برنج.خرما

نون 500

-

 

 

 

 

 

ميان وعده

 

 

 

-

 

 

 

 

 

كار مفيد

كلاس زبان

"35 پياده روي

زبان. الكترونيك

 

 

 

 

 

م .و - ب.ك

آهن

و. اي

 

 

 

 

 

قدم ها

3000

2000

 

 

 

 

 

مايعات 8

7

20

 

 

 

 

 

س بيداري

6

6

 

 

 

 

 

س خواب

11

8

 

 

 

 

 

ملاحظا ت

مطالعه زبان

رو خواني الكترونيك

آزمايشگاه و دكتر

سه ساعت براي امر سلامتي در مطب بوديم

فکر کن ! تو مطب درس می خوندم

 

 

 

 

 

 

1500=ka

1650

1520

 

 

 

 

 

 

 

 مسافرت که روی شاخ های این زوج نوشته شده است چون هردو به خوبی واقفند كه بیشتر از دو ساعت حضور زیر یک سقف ممکن است چه نتایج شوم ای را برای هر دویشان به ارمغان بیاورد پس هردو ظاهر را حفظ کرده و دو سال! مانده به شروع تعطیلات با ابراز کلمات عاشقانه و عارفانه و ادبی به تمجید از مسافرت و فواید آن پرداخته و خود را از چند هفته قبل برای مسافرت و جهان گردی آماده می کنند .این نحوه ی برخورد در میان قشر تحصیل کرده ی وحشی مخفی یا تمام غیر اهلی ها دیده می شود . پس از فرار از خانه آن هم با روشنفکریه خاص خودش دیگر موضوع چاقی و لاغری از صدر جدول سقوط کرده وامكان ادامه اش ميسر نخواهد بود جز در شرايط حاد كه ديگر چيزي براي خوردن پيدا نشود

 فقط اين بار چون دكتر كلي دارو تجويز كرده است و من بايد با كلي دارو به سراغ اقوام خاله زنك تر از همه برويم بايد جمله هاي از قبل آماده شده ام را تمرين كنم كه وقتي آنها تاييد كردند كه تمام مشكلات من از بعد از عروسي شروع شده است و آنها دست داماد دختر سالمي تحويل داده بودند بگويم : امان از دست شوهر که چه بلاهایی سر آدم در نمیاره .البته نا گفته نماند برای اثبات حرف در این لحظات مهم  قیافه کمی حالت خاله زنک ها را به خود گرفته و با دست راست ملایم به دست چپ زده می شود  . در غیر این صورت شما لو رفته و به عنوان یک فرد مسخره در خانواده شناخته می شوید . اگر هم مثل من اصلا نه استعداد و نه هوش بازیگری دارید دست از این ادا ها برداشته و دو دستی  شوهرو زندگیتان را بچسبید و با همین ذوق و قریحه ی اندک خود را سرگرم کنی.   پس من دندم نرم و چشمم كور مي خواستم مريض نشوم .يا حالا كه شده ام بازهم گوشم كر. بايد كه بشنوم و از آقاي همسر دفاع كنم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:54  توسط زي زي  | 

زینب فینقیل از امروز دوباره جدول میذاره اینجا و تازه شم با این که یه هفته است روزی ۴۰۰۰ کالری خورده اما امروز که خودش رو وزن کرده همون ۶۳ هستشششششششاگه دلتون سوخت حتما بهم بگین تا دلم خنک شه ها .

زی زی َدکتر(!) هم رفته ها  اما آقای دکتر دانا اصلا به روحیه ی زی زی اهمیت نداده و با اون به چشم یه مشاور برخورد کرده و گفته همه ی اینها یی که میگی به خاطر اسیدی بودن معده است و زی زی هم یه تصمیم کبری یه جدید می گیره که معده اش دیگه اسیدی نشه تا سر درد ! و سرگیجه ! و بدن داغی نگیره تا مبادا آقایون دکتر رو به زحمت بندازه که نکنه یه ذره به حرف مریض ها دقت کنن نه اینکه به مریض به چشم دو تا گوش نگاه کنن که مشکلات دیشب شون رو باهاش مطرح کنن که چه جوری باید با یه زن غر غرو ساخت یا تحملش کرد . زی زی هم که زیادی اسید معده اش ریخته بود بیرون میخواست بگه زنت رو ۵ دقیقه بده ما تپل ها تا اهلی برش گردونیم. خلاصه اینم از تشخیص آقای دانا

و حالا در راستای ادامه ی بیماری زی زی تصمیم کبری(۲) می گیره و دوباره میره پیش یه آدم دانای دیگه

خب. از فردا اینترنتمون راه میفته و دیگه حالی به حوولی و از این حرفها  .

راستی یه سوال ؟  بالا تنه ی زی زی فینقیل  داره رو به انحطاط میره  اما انگار یه کمربند دور کمرش هست که کار محافظت از اعضای داخلی بدنش رو محکم بر عهده گرفته و عمرا هم کم نمیشه ( حالا اگه ما محافظ نخوایم باید کی رو ببینیم آخه ) هر چی هم ورزش می کنه اون کمر بنده نمیره و هی اون جاها که لاغر بوده لاغر تر میشه . در واقع پایین تنه ی زینب قصه ی ما  انگار خیلی غیر فعال تر از بالا تنه اش برخورد می کنه ( چه قدر مودب دارم می نویسم به به )البته چیز عجیبی هم نیست ها . مث غیر فعال بودن مغزدر پروسه ی یاد گیری دروس و علم و هنر می مونه .... و فعال بودن نیمکره ایه که وظیفه ی جمع کردن چربی و پیه و .... ایناست

ای خواهر!

 اینم شانس ما است دیگه

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 12:3  توسط زي زي  | 

خب.

زینبو  تقریبا داره دستی به سر و روی خودش می کشه تا بتونه واسه مرگ آماده بشه( اونم با یه روحیه و حال تپل . . .حیف که نشد کوچولو تر بشه ) . از بس که حال جسمی اش بد شده . تقریبا بعد از هر وعده ای که غذا می خوره بدنش داغ میشه و می ره  توی یه حالتی که اسمش خلأ هست . همه اش سر گیجه داره و حالت تهوع . احتمالا الان دکتر سارا میگه نکنه زینبو داره مامان میشه! . امازی زی بهش می خنده و می گه نه . و بعد جلوی دکتر سارا از حال می ره . این حالت های بسیار گوگوری هم از ۵ شنبه ظهر شروع شد . احتمالا کمبود یه ویتامین ایه نه ؟ وگرنه که زینبوکه هیچ مشکل خاصی نداره . ( در این مورد اصلا مطمئن نیستم ) البته ذکر این نکته توی پرانتز هم لازمه که  . . . این استرس عقب نیفتادن و درس خوندن هم بدن تپلوی زینبو رو ضعیف کرده ها . یادتونه که توی ملاحظات جدولش می نوشت که کم کم توی ورزش کم میاره بعد هم که نشد بیاد اینجا و ازتون علتش رو بپرسه . حالا اومده تا نظراتتون رو بشنوه که چرا تا راه می ره یا مسیرش رو عوض می کنه سرش گیج می ره و بد تر از همه این سر درد ه که ولش نمی کنه . بعد هم که رویش به دیوار این حالت تهوعه و . . .  این ها .

دیروز هم نرفته سر کار . چون سر صبح فهمید که : نه . بدنش امروز قرار نیست مراعات اش رو بکنه . از همین حالایش زانو هایش داره خم میشه .خلاصه ننه جون های دکتر ها ! اگه بدی و . . . اینهایی دیدین حلال کنین اگه هم ندیدین احتمالا یه ستاره باید انار به این کپل بده که اون رو بیارین سر قبرش  . ولی با این که رو به موته اما درسش رو در حال دراز کش داره که می خونه و هیچ چی هم نمی فهمه کم کم و کوچولو موچولو می ره جلو .

آهان! اومدم این رو بهتون بگم . من می خواهم این هفته رژیم نداشته باشم یعنی پرخوری نکنم اما غذا های مقوی بخورم . می دونم وزنم سریع بر می گرده اما چاره ای ندارم بهم پیشنهاد کنید چی بخورم که زیاد هم نروم عقب . . .یا شاید هم پیشنهاد می کنین که همچنان برنامه ام رو بنویسم ها؟ 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 13:39  توسط زي زي  |