تبليغاتX
بادبادك
.دانايان با عمل زندگي مي كنند، نه با انديشه ی عمل. "کارلوس کاستاندا"
اول یه سوال بپرسم ؟ بعد جدولم رو بذارم. این سوپ های آماده ی مگی و الیت چند کالری اند ؟

11 آبان تا18 آبان وزن 5۸.۵

 

روز

شنبه

1شنبه

2شنبه

3شنبه

4شنبه

برنامه ورزش

 

1 س ايروبيك

 

-

 

1 س ايروبيك

-

 

1س ايروبيك

 

ورزش انجام شده

1 س ايروبيك

 

 

بيشترش رو  دويدم . هوراا

 

 

صبحانه

 

 

 

2 تا خرما 50

سنگك 120 پنير 20

نون پنير 100

خرمالو 50

2 تا شيريني 200

 پنیر .خرما شکلات ۱۵۰ 

 حلیم بربری ۳۵۰

 

ميان وعده

 

 

كيوي 40 نخود كشمش 50

كيك 2 تا نسكافه 250

 شکلات ۵۰

 عسل ۵۰

 

   نهار

 

 

 

 

 

 

 

3 ق فسنجان . 1 تيكه مرغ  200فسنجوني

برنج 120نون 100 ماست 150 سالاد 30

600

1بستني . سالاد با سس . گوشت . يه تيكه جوجه . يه دلمه فلفل

يه تيكه ته چين

4 قاشق سالاد ماكاروني 1000

 ۱ کاسه سوپ . جوجه ۲ تیکه . ۵ ق برنج . سالاد . دوغ ۵۰۰

 خورش قیمه ۲۰۰ نون۱۲۰ برنج۴ ق ۲۰۰ماست سالاد ۶۵۰

 

  عصرانه

 

 

 

نون عسل 70

يه ذره برنج 100

نارنگي . خيار

100

 اسمارتیز موز نارنگی شکلات  پفک ۴۰۰

 

 

   شام

 

 

 

 

سوپ 200

4 ق فسنجون .

سوپ سبزيجات

300

سوپ .    ۴ ق برنج ماست ۳۰۰

 

 

ميان وعده

 

 

ماست

نارنگي

 شکلات

 

 

نمره به تلاش درسي (20)

10

8

 ۸

 

 

م .و - ب.ك-آهن

؟

كلسيم . ويتامين. اي

 ب .ک  و . ای

 

 

قدم ها

1500

3000

 ۲۰۰۰

 

 

مايعات 8

5

6

 ۵

 

 

تست زني و دوره دروس

الكترونيك

سيگنال

 

سيگنال

 

 

مقاومت در برابر ....

 

برنج

 

 

 

كار مفيد

فجيع خوابيدم

سمينار

 

 

 

ملاحظا ت روحي

درسي

رژيمي

 

 

 وزن 58.5  . من نبايد روحيه ي خودم رو از دست بدهم . بايد تلاش كنم اونم از نوع حسابي . ديروز الكترونيك مبحث منابع جريان و تفاضلي ها رو خوندم

نمي گم وحشي بازي در نياوردم اما بازم واسه يه سمينار خوب انتخاب كردم . فقط توي خوردن ميان وعده ها پرهيز نكردم . به جايش تا شب سير بودم و اين در طول رژيم ام بي سابقه بود

خفنناك منو جو دويدن گرفته و اين خوبه . چون فقط دو مي تونه اين يه ذره پهلو هاي من رو آب كنه . پريود شدم و اوضاع روحيم دوباره بهتر شد .

 همچنان از هر لحاظ بی انگیزه اما با تلاش ادامه میده . باید بر جسم غلبه کرد  

 

1500=ca

1400

2000

 ۱۷۰۰

 

 

 چرا آپ نکردم ؟ خب معلومه . سرم شلوغ بوده ؟ نه . اصلا و ابدا . یعنی کار زیاد داشتم ها اما از بس از لحاظ هورمونی ریخته بودم به هم که نمی شد هیچ کاری بکنم . همه اش می اومدم خونه گریه می کردم یا اعصابم خورد بود یا اگه هم می رفتم سراغ درس نمی رفتم جلو . مخصوصا سر درس الکترونیک که تویش خیلی عقبم . سر کار هم که هیچ چی نگم ازش بهتره . نمی دونم یه جور عجیبی حالم بد بود  ( و از اون جایی که زی زی همیشه در حال شلنگ تخته انداختنه سریع تشخیص داده میشه که دچار سندرم شده )  . می دونم قسمت زیادی اش بر می گرده به این که پاییزه . ممکنه تعجب کنید اما من از بچگی ام هم همین جوری بودم . ... یه چیز دیگه هم که آزارم می داد این بود که خیال می کردم دارم دوباره چاق می شم . البته توهم نبود  ها ... چون واقعا داشتم بد می خوردم . یعنی راحت می رفتم می نشستم با آقای همسر بخور بخور راه می انداختم اونم کی ؟ موقع شام که ۱۰ شبه .  اونم چی ؟ برنج و خورش . اما سریع جلویش رو گرفتم یعنی الان که دارم نگاه می کنم می فهمم که اونم به خاطر روحیه ام بوده . .....به جایش الان که ورزشم رو عوض کردم پهلو هام بیشتر آب شده و کم کم داره ناپدید میشه .   می دونین ؟  من انگار سیستم ام یه ذره فرق داره . توی دوره ی رژیم ام اکثر مواقع ۱۷۰۰تا خوردم اما با همین مقدار کالری وزن کم کردم . به قول میس ری شاید واسه اینه که  صبح ها ورزش می کنم و کالری ای که می سوزونم بیشتره . می خوام بگم بدنم بدن خوبیه . اگه خوب بهش ورزش بدهم و ورزش های جدید یادش بدهم خودش همه ی قناس ای ها رو آب می کنه .اما با این همه  این پاییز یه پاییزه عجیبیه . حس هایم بهم میگن و حس های من همیشه راست میگن . انگار منتظر دریافت یه چیز خوب ام ... علتش رو هم نمی دونم چیه

این بود جواب پرسش " چرا آپ نکردین؟"

بر و بچس ! این سوپ های آماده رو دریابید / من کالریش رو شدیدا نیاز دارم  من اعلام کنم که ابدا نگفتم از پاییز بدم میاد و اصلا به اون هایی که پاییز رو دوست دارن  بی احترامی نکردم ... فقط دلم می گیره و تازه هر چی که تا حالا شعر گفتم توی این ماه بوده . باور کن ری !!!!!!!!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:57  توسط زينب  | 

5 آبان تا 10 آبان

 

روز

شنبه

1شنبه

2شنبه

3شنبه

4شنبه

برنامه ورزش

 

1 س ايروبيك

 

-

 

1 س ايروبيك

-

 

1س ايروبيك

 

ورزش انجام شده

1س پياده روي

-

1 س ايروبيك

-

1س ايروبيك

 

صبحانه

 

 

 

نون مربا 500

نون جو 75

خرما 25

نارنگي 30

130

نون جو 75

خرما 50

سيب 30

150

نون بربري 210

پنير . خرما 75

يه تيكه شيريني 30

نون جو خرما 100

بيسكويت پنير 50

ميان وعده

 

 

 

سيب

خرما 100

 

نارنگي وسيب و خيار

60

كيوي سيب 60

   نهار

 

 

 

 

 

 

 

ابگوشت

ماست پياز1000

ماست 150

لوبيا پلو 9ق 450

نون 50

650

دوغ 15

2 كاسه سوپ

400 سالاد

جوجه 100

برنج 100

620

ماكاروني 700

سالاد 20

نصف شيريني دانماركي 30 = 750

 

برنج 5 ق

5 ق فسنجان

5 تا گوشت قلقلي

ماست سالاد

800

  عصرانه

 

 

 

ميوه 200

خيار 10

پسته و بادوم 40

خرما 30

4 ق برنج

160

كشك 50

انجير 40

 

   شام

 

 

 

 

4ق برنج 200

گوشت 300

شير 120

شيريني 100

خرما 50

 

5ق لوبيا پلو ماست 250

خوراك كدو سيب زميني پياز و قارچ

و ماست و نون جو 250

سبزي

ماكاروني

500

ماست 100

سبزي . خيار

غذاي سالم مث كدو و قارچ  و پياز

ميان وعده

 

 

 

خرما و نون جو

40

دو گاز بستني 50

 

ماست . سه گاز بستني

نمره به تلاش درسي (20)

10

20

15

14

18

م .و - ب.ك-آهن

آهن

ب.ك . آهن

م . و

-

م .و

قدم ها

؟

كم

3000

كم

1000

مايعات 8

6

8

7

5

6

تست زني و دوره دروس

الكترونيك

زبان

سيگنال

( فوريه)

معادلات مرتبه اول . سيگنال

مدار مرتبه اول

مقاومت در برابر ....

شيريني

لوبيا پلو

بستني

شيريني . تنقلات

بيسكويت و غذاي چرب

كار مفيد

غذا خريد نون جو

پياده روي

شام سبك خوردم

خريد سبزي كدو قارچ

كلي غر سر خودم

خنديدن خفن

ملاحظا ت روحي

درسي

رژيمي

 

 

كلي گريه كردم . دلم واسه بچگيم تنگه .

دور كمرم داره زياد ميشه

از 7 تا 9 خوابم برد . بعد بيدار موندم تا 1 كنترل خوندم

قرار شد برم سيميا آزمون بدم

نون جو كالريم رو خوب نگه مي داره .

.

رتبه ام اومده . برم واسه تولد سپيده كادو بخرم. ميس ري هم داره ميره ونك نمي تونه باهام بياد

ميس جوني دلم برات كلي تركيده ! بذار اين كنكور رو بدم كلي با هم مي ريم گشت و گذار

اين چند وقته سريع گريه اش مي گيره اين زي زي . آخه چرا دلتنگي مي كنه

فكر كنم يه ذره  زي زي داره سيگنال رو مي فهمه البته مطمئن نيستم ها . شايد

كارنامه اومد. از 3000 شركت كننده شدم ۱۷00 . تا۱۳۰۰ قبولی داره برق .ديگه ببينين زي زي چه انيشتينيه !

بازم خوبه چون من سر آزمون بيشترين وقتم به نگاه كردن و زل زدن گذشت

1500=ca

2900

1250

1320

1650

1500

 

رویش به دیوار ! می دونم آی کیو ش پایینه اما بازم تلاش می کنه . هی تلاش می کنه و اصلا به روی خودش نمی آره که خرابکاری کرده . فوقش اینه که می ذاره واسه سال بعد اما از الان داره تلاش می کنه

اصلا یه چیز مهم اینه که افتاده روی این دنده که بخونه و قبول بشه. اون دیگه زی زیه سال های قبل نیست که تا خرابکاری کرد تا آخرش گند بزنه . اون دیگه یه انارستانیه که داره به اشکالات خودش پی می بره و شاید باورتون نشه که الان خیلی شاده .                                                                   خوشحاله که بالاخره بعد از دوسال راست و پوست کنده اومد و نشست و با خودش حرف زد و گفت : که زی زی می تونه و می خواهد .الان خوشحاله که پارسال ۶۹ کیلو بوده الان ۵۹ کیلو است . زی زی خوشحاله که تا پارسال همین موقع اصلا خودش رو در این حد قبول نداشت که بتونه قبول بشه واسه ارشد ... اما الان راحت قبول می کنه که ضعف داره و تلاش می کنه که ضعف هایش رو برطرف کنه . و این واسه زی زی که یه عمر هی خودش رو داغون کرده و هی از خودش بدگویی کرده و به خودش اجازه ی انجام یه اشتباه رو هم نداده عالیه . من امروز به زی زی ۲۰ می دهم . یه بیست گنده . یه بیست شیک و مارک دار ! چون زی زی خودش رو باور کرده و این یعنی یه لغت خوب و گرم توی لغت نامه ی زی زی

از همه ی دوست های زی زی هم ممنونم . از اناار!ازمیس ری ! از دیانا !از سالومه ! از لیلا ! از آزی! از شونه! از کرم ! از نانازی جون ! از آلبالو ! از فندق ! از ترنج !  

  بچه ها یی که دوست داشتن با کلاس مدیتیشن و .... اینها آشنا بشن و من بهشون قول داده بودم که هر چی بلد بودم بهشون یاد بدهم برن سر وقت " دست نوشته های یک جادوگر" . اگه بروید توی گوگل می تونید پیدایش کنید ادرس اش رو الان نمی تونم داشته باشم چون دسترسیم به اینترنت محدوده

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 8:32  توسط زينب  | 

کسی می پذیرد

تولد من را

زندگی من را

بودنم را

ضعفم را

ناکامی ام را

مرگم را

کسی می پذیرد

مرا

تو را

و خسته نمی شود

که منتظر

جواب تو

و من

بماند

     مارگوت بیکل

من تصمیم گرفتم جدول نذارم . یعنی دیدم وقتی نمی رسم خوب چرا دیگه خودم رو اذیت کنم ؟ اولویت اولم درسمه دیگه . خب حالا شما هم بیاین با من مهربونی کنید و مث همیشه تنهام نذارین وگرنه میرم لای لوله ها ی پالایشگاه و دیگه هم نمیام اینجا ( این اثرات اولیه ی کنکوری شدنه ... یه ذره بگی نگی داره بهم فشار میاد ) . و اگه از این به بعد بیام گزارش بدم گزارشم درسی میشه ب . دیگه خودتون ببینین یه زی زی با این همه استعداد خدادادی و مشکلات رنگ و وارنگ بخواد کنکور ارشد هم قبول شه .... چه شود . خدا به خونه و خونواده زی زی  رحم کنه که تا موعد کنکور دووم بیارن و خراب نشن روی سرش

آمین  

ضمیمه : امروز ۴ شنبه است . من حدودا خوب رفتم جلو . اما باید روی سرعت ام بیشتر فوکوس کنم . از این به بعد باید تست بزنم فقط . من نمی دونم چرا تست نمی زنم . فردا و پس فردا اولین آزمون های آزمایشیه که باید بدهم  ...

۵ شنبه و جمعه : بچه ها ! یه آزمون های خفنی دادم که چشم هر چی حسود بود  کور شد . شک نکنید !!!!!!!!!!!!  بلا نسبت شما هر چی گند بود زدم و اومدم . البته می دونم که یه خانم مهندش نباید این جوری حرف بزنه ولی اعصاب  ام له شده الان. الکترونیک رو که مثل آدم های عقب افتاده ی ذهنی فقط دو ساعت نگاه کردم .

 الان تازه از سر جلسه اومدم ....یه ذره که استراحت کردم می رم بررسی کنم ببینم چرا اونطور که باید و شاید نتو نستم از پس امتحان بر بیام . یه سری از مطالب رو که نخونده بودم هیچی .ولی اون هایی رو که خونده بودم رو چرا نتونستم مدیریت کنم ؟ البته نا گفته نمونه که زی زی هنوز تست زن نشده ها ! یعنی که باید خیلی تست بزنه تا بتونه از پس آزمون های آزمایشی بربیاد .

راستی یه چیز عجیب ! اینقدر این دانشگاه امیر کبیر پر بود از این پارسه ای ها که آدم نمی دونست اومده کنکور بده یا توی تظاهرات شرکت کنه . این پارسه عجب کارش گرفته ها !

من در مقابل کیک و ساندیس سر جلسه هم مشکل دارم . هی با خودم کلنجار می رم که بخورم ؟ نخورم ؟ فقط کیک بخورم ؟ فقط ساندیس بخورم ؟ یا خوراکی های داخل کیف رو که شامل پسته و بادوم و انجیر و خرما است بخورم؟ ( این بود درد دل یه کنکوری چاقالو که وسوسه ی خوردن حتی در استرس زا ترین حالت هم براش هست ) اگه بدونین این لاغر ها با چه کراهتی این کیک و ساندیس رو می انداختن توی کیفشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

۱شنبه : دارم یه ذره زبان می خونم از آکبندی نجات پیدا کنم . نمیشه که اینقدر بی حساب کتاب رفت جلو . از امروز با سپیده همکارم قرار گذاشتیم به ازای هر ۱۰۰ کالری اضافه ۵۰۰ تومن بریزیم دور. من به غیر از این راه دیگه ای نمی شناسم که بتونم این وحشی از بند در اومده رو از خوردن زیاد نجات بدهم .

۲شنبه : کم کم داره نمره هام میاد . به خودم قول دادم رویم تاثیر نذاره اما می دونم که دروغ گو میشم این وقتا

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 18:7  توسط زينب  |