11 آبان تا18 آبان وزن 5۸.۵
|
روز |
شنبه |
1شنبه |
2شنبه |
3شنبه |
4شنبه |
|
برنامه ورزش
|
1 س ايروبيك
|
-
|
1 س ايروبيك |
-
|
1س ايروبيك
|
|
ورزش انجام شده |
1 س ايروبيك
|
|
بيشترش رو دويدم . هوراا |
|
|
|
صبحانه
|
2 تا خرما 50 سنگك 120 پنير 20 |
نون پنير 100 خرمالو 50 2 تا شيريني 200 |
پنیر .خرما شکلات ۱۵۰ |
حلیم بربری ۳۵۰ |
|
|
ميان وعده
|
كيوي 40 نخود كشمش 50 |
كيك 2 تا نسكافه 250 |
شکلات ۵۰ |
عسل ۵۰ |
|
|
نهار
|
3 ق فسنجان . 1 تيكه مرغ 200فسنجوني برنج 120نون 100 ماست 150 سالاد 30 600 |
1بستني . سالاد با سس . گوشت . يه تيكه جوجه . يه دلمه فلفل يه تيكه ته چين 4 قاشق سالاد ماكاروني 1000 |
۱ کاسه سوپ . جوجه ۲ تیکه . ۵ ق برنج . سالاد . دوغ ۵۰۰ |
خورش قیمه ۲۰۰ نون۱۲۰ برنج۴ ق ۲۰۰ماست سالاد ۶۵۰ |
|
|
عصرانه
|
نون عسل 70 يه ذره برنج 100 |
نارنگي . خيار 100 |
اسمارتیز موز نارنگی شکلات پفک ۴۰۰ |
|
|
|
شام
|
سوپ 200 |
4 ق فسنجون . سوپ سبزيجات 300 |
سوپ . ۴ ق برنج ماست ۳۰۰ |
|
|
|
ميان وعده
|
ماست |
نارنگي |
شکلات |
|
|
|
نمره به تلاش درسي (20) |
10 |
8 |
۸ |
|
|
|
م .و - ب.ك-آهن |
؟ |
كلسيم . ويتامين. اي |
ب .ک و . ای |
|
|
|
قدم ها |
1500 |
3000 |
۲۰۰۰ |
|
|
|
مايعات 8 |
5 |
6 |
۵ |
|
|
|
تست زني و دوره دروس |
الكترونيك |
سيگنال |
سيگنال |
|
|
|
مقاومت در برابر .... |
|
برنج |
|
|
|
|
كار مفيد |
فجيع خوابيدم |
سمينار |
|
|
|
|
ملاحظا ت روحي درسي رژيمي
|
وزن 58.5 . من نبايد روحيه ي خودم رو از دست بدهم . بايد تلاش كنم اونم از نوع حسابي . ديروز الكترونيك مبحث منابع جريان و تفاضلي ها رو خوندم |
نمي گم وحشي بازي در نياوردم اما بازم واسه يه سمينار خوب انتخاب كردم . فقط توي خوردن ميان وعده ها پرهيز نكردم . به جايش تا شب سير بودم و اين در طول رژيم ام بي سابقه بود |
خفنناك منو جو دويدن گرفته و اين خوبه . چون فقط دو مي تونه اين يه ذره پهلو هاي من رو آب كنه . پريود شدم و اوضاع روحيم دوباره بهتر شد . |
همچنان از هر لحاظ بی انگیزه اما با تلاش ادامه میده . باید بر جسم غلبه کرد |
|
|
1500=ca |
1400 |
2000 |
۱۷۰۰ |
|
|
چرا آپ نکردم ؟ خب معلومه . سرم شلوغ بوده ؟
نه . اصلا و ابدا . یعنی کار زیاد داشتم ها اما از بس از لحاظ هورمونی ریخته بودم به هم که نمی شد هیچ کاری بکنم . همه اش می اومدم خونه گریه می کردم یا اعصابم خورد بود یا اگه هم می رفتم سراغ درس نمی رفتم جلو . مخصوصا سر درس الکترونیک که تویش خیلی عقبم . سر کار هم که هیچ چی نگم ازش بهتره . نمی دونم یه جور عجیبی حالم بد بود ( و از اون جایی که زی زی همیشه در حال شلنگ تخته انداختنه سریع تشخیص داده میشه که دچار سندرم شده ) . می دونم قسمت زیادی اش بر می گرده به این که پاییزه . ممکنه تعجب کنید اما من از بچگی ام هم همین جوری بودم . ...
یه چیز دیگه هم که آزارم می داد این بود که خیال می کردم دارم دوباره چاق می شم . البته توهم نبود ها ... چون واقعا داشتم بد می خوردم . یعنی راحت می رفتم می نشستم با آقای همسر بخور بخور راه می انداختم اونم کی ؟ موقع شام که ۱۰ شبه . اونم چی ؟ برنج و خورش . اما سریع جلویش رو گرفتم یعنی الان که دارم نگاه می کنم می فهمم که اونم به خاطر روحیه ام بوده . .....به جایش الان که ورزشم رو عوض کردم پهلو هام بیشتر آب شده و کم کم داره ناپدید میشه . می دونین ؟ من انگار سیستم ام یه ذره فرق داره . توی دوره ی رژیم ام اکثر مواقع ۱۷۰۰تا خوردم اما با همین مقدار کالری وزن کم کردم . به قول میس ری شاید واسه اینه که صبح ها ورزش می کنم و کالری ای که می سوزونم بیشتره . می خوام بگم بدنم بدن خوبیه . اگه خوب بهش ورزش بدهم و ورزش های جدید یادش بدهم خودش همه ی قناس ای ها رو آب می کنه .اما با این همه این پاییز یه پاییزه عجیبیه . حس هایم بهم میگن و حس های من همیشه راست میگن . انگار منتظر دریافت یه چیز خوب ام ... علتش رو هم نمی دونم چیه
این بود جواب پرسش " چرا آپ نکردین؟"
بر و بچس ! این سوپ های آماده رو دریابید / من کالریش رو شدیدا نیاز دارم
من اعلام کنم که ابدا نگفتم از پاییز بدم میاد و اصلا به اون هایی که پاییز رو دوست دارن بی احترامی نکردم ... فقط دلم می گیره و تازه هر چی که تا حالا شعر گفتم توی این ماه بوده . باور کن ری !!!!!!!!!![]()
5 آبان تا 10 آبان
|
روز |
شنبه |
1شنبه |
2شنبه |
3شنبه |
4شنبه |
|
برنامه ورزش
|
1 س ايروبيك
|
-
|
1 س ايروبيك |
-
|
1س ايروبيك
|
|
ورزش انجام شده |
1س پياده روي |
- |
1 س ايروبيك |
- |
1س ايروبيك
|
|
صبحانه
|
نون مربا 500 |
نون جو 75 خرما 25 نارنگي 30 130 |
نون جو 75 خرما 50 سيب 30 150 |
نون بربري 210 پنير . خرما 75 يه تيكه شيريني 30 |
نون جو خرما 100 بيسكويت پنير 50 |
|
ميان وعده
|
|
سيب خرما 100 |
|
نارنگي وسيب و خيار 60 |
كيوي سيب 60 |
|
نهار
|
ابگوشت ماست پياز1000 |
ماست 150 لوبيا پلو 9ق 450 نون 50 650 |
دوغ 15 2 كاسه سوپ 400 سالاد جوجه 100 برنج 100 620 |
ماكاروني 700 سالاد 20 نصف شيريني دانماركي 30 = 750
|
برنج 5 ق 5 ق فسنجان 5 تا گوشت قلقلي ماست سالاد 800 |
|
عصرانه
|
ميوه 200 |
خيار 10 پسته و بادوم 40 خرما 30 |
4 ق برنج 160 كشك 50 |
انجير 40 |
|
|
شام
|
4ق برنج 200 گوشت 300 شير 120 شيريني 100 خرما 50
|
5ق لوبيا پلو ماست 250 |
خوراك كدو سيب زميني پياز و قارچ و ماست و نون جو 250 سبزي |
ماكاروني 500 ماست 100 سبزي . خيار |
غذاي سالم مث كدو و قارچ و پياز |
|
ميان وعده
|
|
خرما و نون جو 40 |
دو گاز بستني 50 |
|
ماست . سه گاز بستني |
|
نمره به تلاش درسي (20) |
10 |
20 |
15 |
14 |
18 |
|
م .و - ب.ك-آهن |
آهن |
ب.ك . آهن |
م . و |
- |
م .و |
|
قدم ها |
؟ |
كم |
3000 |
كم |
1000 |
|
مايعات 8 |
6 |
8 |
7 |
5 |
6 |
|
تست زني و دوره دروس |
الكترونيك |
زبان |
سيگنال ( فوريه) |
معادلات مرتبه اول . سيگنال |
مدار مرتبه اول |
|
مقاومت در برابر .... |
شيريني |
لوبيا پلو |
بستني |
شيريني . تنقلات |
بيسكويت و غذاي چرب |
|
كار مفيد |
غذا خريد نون جو پياده روي |
شام سبك خوردم |
خريد سبزي كدو قارچ |
كلي غر سر خودم |
خنديدن خفن |
|
ملاحظا ت روحي درسي رژيمي
|
كلي گريه كردم . دلم واسه بچگيم تنگه . دور كمرم داره زياد ميشه |
از 7 تا 9 خوابم برد . بعد بيدار موندم تا 1 كنترل خوندم قرار شد برم سيميا آزمون بدم نون جو كالريم رو خوب نگه مي داره . . |
رتبه ام اومده . برم واسه تولد سپيده كادو بخرم. ميس ري هم داره ميره ونك نمي تونه باهام بياد ميس جوني دلم برات كلي تركيده ! بذار اين كنكور رو بدم كلي با هم مي ريم گشت و گذار |
اين چند وقته سريع گريه اش مي گيره اين زي زي . آخه چرا دلتنگي مي كنه فكر كنم يه ذره زي زي داره سيگنال رو مي فهمه البته مطمئن نيستم ها . شايد |
كارنامه اومد. از 3000 شركت كننده شدم ۱۷00 . تا۱۳۰۰ قبولی داره برق .ديگه ببينين زي زي چه انيشتينيه ! بازم خوبه چون من سر آزمون بيشترين وقتم به نگاه كردن و زل زدن گذشت |
|
1500=ca |
2900 |
1250 |
1320 |
1650 |
1500 |
رویش به دیوار !
می دونم آی کیو ش پایینه اما بازم تلاش می کنه . هی تلاش می کنه و اصلا به روی خودش نمی آره که خرابکاری کرده . فوقش اینه که می ذاره واسه سال بعد اما از الان داره تلاش می کنه
اصلا یه چیز مهم اینه که افتاده روی این دنده که بخونه و قبول بشه. اون دیگه زی زیه سال های قبل نیست که تا خرابکاری کرد تا آخرش گند بزنه . اون دیگه یه انارستانیه که داره به اشکالات خودش پی می بره و شاید باورتون نشه که الان خیلی شاده . خوشحاله که بالاخره بعد از دوسال راست و پوست کنده اومد و نشست و با خودش حرف زد و گفت : که زی زی می تونه و می خواهد .الان خوشحاله که پارسال ۶۹ کیلو بوده الان ۵۹ کیلو است . زی زی خوشحاله که تا پارسال همین موقع اصلا خودش رو در این حد قبول نداشت که بتونه قبول بشه واسه ارشد ... اما الان راحت قبول می کنه که ضعف داره و تلاش می کنه که ضعف هایش رو برطرف کنه . و این واسه زی زی که یه عمر هی خودش رو داغون کرده و هی از خودش بدگویی کرده و به خودش اجازه ی انجام یه اشتباه رو هم نداده عالیه . من امروز به زی زی ۲۰ می دهم . یه بیست گنده . یه بیست شیک و مارک دار ! چون زی زی خودش رو باور کرده و این یعنی یه لغت خوب و گرم توی لغت نامه ی زی زی
از همه ی دوست های زی زی هم ممنونم . از اناار!ازمیس ری ! از دیانا !از سالومه ! از لیلا ! از آزی! از شونه! از کرم ! از نانازی جون ! از آلبالو ! از فندق ! از ترنج !
بچه ها یی که دوست داشتن با کلاس مدیتیشن و .... اینها آشنا بشن و من بهشون قول داده بودم که هر چی بلد بودم بهشون یاد بدهم برن سر وقت " دست نوشته های یک جادوگر" . اگه بروید توی گوگل می تونید پیدایش کنید ادرس اش رو الان نمی تونم داشته باشم چون دسترسیم به اینترنت محدوده ![]()
تولد من را
زندگی من را
بودنم را
ضعفم را
ناکامی ام را
مرگم را
کسی می پذیرد
مرا
تو را
و خسته نمی شود
که منتظر
جواب تو
و من
بماند
مارگوت بیکل
من تصمیم گرفتم جدول
نذارم . یعنی دیدم وقتی نمی رسم خوب چرا دیگه خودم رو اذیت کنم ؟ اولویت اولم درسمه دیگه . خب حالا شما هم بیاین با من مهربونی کنید و مث همیشه تنهام نذارین وگرنه میرم لای لوله ها ی پالایشگاه و دیگه هم نمیام اینجا ( این اثرات اولیه ی کنکوری شدنه ... یه ذره بگی نگی داره بهم فشار میاد ) . و اگه از این به بعد بیام گزارش بدم گزارشم درسی میشه ب . دیگه خودتون ببینین یه زی زی ![]()
با این همه استعداد خدادادی و مشکلات رنگ و وارنگ بخواد کنکور ارشد هم قبول شه .... چه شود . خدا به خونه و خونواده زی زی رحم کنه که تا موعد کنکور دووم بیارن و خراب نشن روی سرش![]()
آمین
ضمیمه : امروز ۴ شنبه است . من حدودا خوب رفتم جلو . اما باید روی سرعت ام بیشتر فوکوس کنم . از این به بعد باید تست بزنم فقط . من نمی دونم چرا تست نمی زنم . فردا و پس فردا اولین آزمون های آزمایشیه که باید بدهم ...
۵ شنبه و جمعه : بچه ها ! یه آزمون های خفنی دادم که چشم هر چی حسود بود کور شد
. شک نکنید !!!!!!!!!!!! بلا نسبت شما هر چی گند بود زدم و اومدم . البته می دونم که یه خانم مهندش نباید این جوری حرف بزنه ولی اعصاب ام له شده الان. الکترونیک رو که مثل آدم های عقب افتاده ی ذهنی فقط دو ساعت نگاه کردم .![]()
الان تازه از سر جلسه اومدم ....یه ذره که استراحت کردم می رم بررسی کنم ببینم چرا اونطور که باید و شاید نتو نستم از پس امتحان بر بیام . یه سری از مطالب رو که نخونده بودم هیچی .ولی اون هایی رو که خونده بودم رو چرا نتونستم مدیریت کنم ؟ البته نا گفته نمونه که زی زی هنوز تست زن نشده ها ! یعنی که باید خیلی تست بزنه تا بتونه از پس آزمون های آزمایشی بربیاد .![]()
![]()
راستی یه چیز عجیب ! اینقدر این دانشگاه امیر کبیر پر بود از این پارسه ای ها که آدم نمی دونست اومده کنکور بده یا توی تظاهرات شرکت کنه . این پارسه عجب کارش گرفته ها !
من در مقابل کیک و ساندیس سر جلسه هم مشکل دارم . هی با خودم کلنجار می رم که بخورم ؟ نخورم ؟ فقط کیک بخورم ؟ فقط ساندیس بخورم ؟ یا خوراکی های داخل کیف رو که شامل پسته و بادوم و انجیر و خرما است بخورم؟ ( این بود درد دل یه کنکوری چاقالو که وسوسه ی خوردن حتی در استرس زا ترین حالت هم براش هست ) اگه بدونین این لاغر ها با چه کراهتی این کیک و ساندیس رو می انداختن توی کیفشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
۱شنبه : دارم یه ذره زبان می خونم از آکبندی نجات پیدا کنم . نمیشه که اینقدر بی حساب کتاب رفت جلو . از امروز با سپیده همکارم قرار گذاشتیم به ازای هر ۱۰۰ کالری اضافه ۵۰۰ تومن بریزیم دور. من به غیر از این راه دیگه ای نمی شناسم که بتونم این وحشی از بند در اومده رو از خوردن زیاد نجات بدهم . ![]()
![]()
۲شنبه : کم کم داره نمره هام میاد . به خودم قول دادم رویم تاثیر نذاره اما می دونم که دروغ گو میشم این وقتا![]()